تبليغاتX
لحظه ای به نام من...
 
   
     
 
 
 
دختر شهريار: سريال شهريار توهين‌آميزاست
«مريم بهجت‌ تبريزي» فرزند استاد شهريار در واكنش به سريال «شهريار» گفت: اعلام مي‌كنم كه آنچه به عنوان سريال شهريار از شبكه دو پخش شده، ارتباطي با زندگي شاعر بلند‌آوازه ايراني، شهريار نداشته است.
«مريم بهجت‌ تبريزي» فرزند استاد شهريار در واكنش به سريال «شهريار» گفت: اعلام مي‌كنم كه آنچه به عنوان سريال شهريار از شبكه دو پخش شده، ارتباطي با زندگي شاعر بلند‌آوازه ايراني، شهريار نداشته است.

«مريم بهجت‌ تبريزي» فرزند استاد شهريار در واكنش به سريال «شهريار»(كمال تبريزي) به فارس گفت: سريالي كه با نام «شهريار» از شبكه دوم سيما در حال پخش است، متاسفانه داراي صحنه‌ها و سكانس‌هايي غيرواقعي و توهين آميز به شخصيت استاد شهريار بوده كه نه تنها با واقعيت‌هاي حيات آن بزرگوار همخواني نداشته و ندارد، بلكه با تحريف و تغييراتي همراه بوده است كه نهايتا به مسخ شخصيت حقيقي و اجتماعي و ادبي پدرم -كه محبوب‌ترين شاعر ايران در قرن حاضر است- منجر مي‌شود.

وي ادامه داد: متاسفانه با تماشاي اهانت‌هاي ناروا به مادرم و تصويري مبهم از يك معلم فرهنگي شريف، متوجه شدم كه سريال شهريار بدون كمترين تحقيق و پژوهش سرهم‌بندي و نگارش شده است.

فرزند محمدحسين بهجت‌تبريزي با اشاره به ذكر نام خانواده شهريار در تيتراژ اين سريال به فارس گفت: مي‌خواهم بگويم شما كه خانواده شهريار را در جريان اين سريال نگذاشتيد و اطلاعات مستندي هم از آنها نگرفته‌ايد، چگونه در تيتراژ انتهاي سريال از آنها تشكر مي‌كنيد؟! وقتي اين مطلب را بيننده سريال مي‌بيند، فكر مي‌كند كه حتما خانواده شهريار نيز با اين سريال همكاري داشته‌ است.

وي افزود: اگر من را از اين جريان مطلع مي‌كردند،ابتدا درخواست مي‌كردم كه فيلمنامه را بخوانم.
بهجت تبريزي همچنين گفت: برطبق قانون حمايت از مؤلفان و منصفان، اين سريال بدون مجوز پخش شده است در حالي كه به موجب اين قانون تا 30 سال تمام حقوق مادي و معنوي به ورثه تعلق مي‌گيرد و براي هر گونه استفاده‌اي بايد از وراث اجازه گرفته شود ولي سازندگان اين سريال از ما هيچ‌گونه اجازه‌اي نگرفتند.

وي ادامه داد: داستان،بيوگرافي و شخصيتي كه از پدر من در اين سريال نمايش داده مي‌شود به طور كلي متفاوت از واقعيت است و كسي كه اين فيلم ساخته كوچك‌ترين شناختي از شخصيت ادبي، مذهبي، ديني و عرفاني پدرم نداشته است.

بهجت تبريزي با اشاره به برخي شخصيت‌هاي اين سريال به فارس گفت: حتي شخصيت‌هايي در اين سريال وجود دارد مثل ابراهيم اديب يا گلرخ كه اصلا وجود خارجي نداشته‌اند. كلا داستاني كه در مورد جواني، بعد از ازدواج و ميانسالي‌ پدرم نشان مي‌دهند، مورد دخل و تصرف واقع شده است.

وي افزود: اولا به لحاظ زماني،تاريخ‌ها را رعايت نكرده‌اند و همه ساختگي بودند.به جرات مي‌گويم 80 تا 90 درصد اين پروژه ساختگي است و هيچ‌كدام از اينها اتفاق نيفتاده است.

دختر استاد شهريار تصريح كرد: قسمت اخير سريال «شهريار» كاملا ساختگي بود چرا كه مادر من اصلا در بيمارستان فوت نكرده‌اند و اصلا مريض نبوده‌اند بلكه ايشان سكته مغزي كردند و از دنيا رفتند.

وي در ادامه گفت‌وگو با فارس، با انتقاد از نمايش چهره‌اي غير واقعي از مادرش در اين سريال افزود: مادرم، فردي باسواد بوده كه در سريال بي‌سواد معرفي مي‌شود. ايشان نوه عمه پدرم و خويشاوند نزديك مادرم بود ولي در اين سريال، يك فرد بيگانه معرفي مي‌شود كه پدرم را به طور اتفاقي در بانك مي‌بيند.

بهجت‌تبريزي گفت: مادر من عاشق شعرهاي پدرم بود چون بيست و چند سال از پدرم كوچك‌تر بود و به خاطر انگيزه ادبي‌اش با پدرم ازدواج كرد.

وي در ادامه گفت: همانطور كه اشاره كردم برخلاف آنچه سريال نشان مي‌دهد مادر من اصلا مريض نبودند. يك روز كه ما را براي مدرسه آماده مي‌كردند، سكته مغزي كردند و دار فاني را وداع گفتند. ايشان اصلا بيمارستان نرفتند كه پدرم از ايشان پرستاري كند.

وي ادامه داد: برخلاف آنچه در «شهريار» ديديم، اين واقعيت ندارد كه مادرم، پدرم را «محمد جان» صدا مي‌كرده بلكه همه او را با نام شهريار صدا مي‌زدند و مادرم نيز به نام آقا شهريار صدايش مي‌‌كرد.

«بهجت تبريزي» با بيان اين نكته كه شهريار در 40 سال آخر زندگي‌اش خانه‌نشين بوده، افزود: پدر من، 40 سال آخر زندگي‌اش را از خانه بيرون نرفت. خودش يك شعري را دارد كه وصف احوال اين چهل سال است: از من چه طالعي است كه با اين شتاب عمر/بازم بپرود لب بام آفتاب عمر/ من روي چرخ و پره هنوز و به پيچ و تاب/ جايي كه آب ريخته از آسياب عمر/ سائيده رشته‌اي است كه تابيده به گلو/ من تاب مي‌خورم به نخي از طناب عمر / چل سال آزگار به زندان روزگار حبس ابد چگونه نهي در حساب عمر/.

وي افزود: در آن مدت اگر كسي به ملاقات استاد شهريار مي‌آمد، بعضي وقت‌ها مي‌پذيرفت و بعضي مواقع به دليل كسرت جمعيت و اينكه حال عمومي خوبي نداشت، نمي‌توانست كسي را به حضور بپذيرد.

فرزند شهريار تصريح كرد: در كل سريال «شهريار» بر مبناي واقعيت نيست و نه تنها همخواني با زندگي‌ پدرم ندارد بلكه نوعي اهانت نسبت به ايشان، مادرم و خانواد‌ه‌ ما است.

بهجت تبريزي گفت:اين سريال بدون كوچكترين تحقيق و پژوهش سرهم‌بندي و نگارش شده است‌، لذا به عنوان يك رسالت تاريخي، نه به عنوان وارث پدرم كه جاي خود دارد، بلكه به عنوان يك واصل با استادي كه سال‌ها با او زندگي گذرانده‌ام، اعلام مي‌كنم كه آنچه به عنوان سريال شهريار از شبكه دو پخش شده، ارتباطي با زندگي شاعر بلند‌آوازه ايراني، شهريار نداشته است.
وي افزود: به جرات مي‌توانم بگويم حتي يك مطالب مهم كه در مورد پدرم بايد منعكس شود، در اين سريال ديده نمي‌شود و اكثريت مطالب مهم زندگي پدرم مثل شبي كه از عشق مجازي به عشق حقيقي رسيد و مهمترين شب زندگي او محسوب مي‌شود، در اين فيلم آن چنان كه بايد به مردم نشان داده نشده است.

فرزند شهربار خاطرنشان كرد: پدرم وقتي از تبريز به تهران آمدند، 13 _ 14 ساله بودند و در سنين پايين به دارالفنون به مدت 7 سال درس طب خواندند، ايشان بين 20 تا 30 سال به عشق حقيقي رسيدند و متحول شدند، اتفاقي براي كمتر كسي مي‌افتد ولي در سريال «تبريزي» به هيچ يك از اين مسائل پرداخته نشده است.

وي در انتها گفت:پدرم فردي بسيار متدين و مذهبي بودند ولي اين مسئله نشان داده نشده است.ايشان حافظ قرآن بودند و آن قدر قرآن خوانده بودند كه زبان عربي را از اين طريق ياد گرفتند.
منبع: سایت خبری همصدا
Medium (Media) Blog مركز تخصصي طراحي و اجراي قالبهاي وبسايت در ايران دانلود قالب رايگان Digtal Classic (ديجيتال) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
   |    نوشته شده توسط لیلی باباشاهی
 
 
 
اين همه کودک کار و خيابان و اين همه دستگاه متولي!
11 ساله ام ، فال مي فروشم ، موبايل هم دارم!
هر چند بار هم که منو بگيريد دوباره بر مي گردم و فال فروشي مي کنم من از اين کار روزانه 20 تا 30 هزار تومان درآمد دارم و خرج خانواده 5 نفره خود را که در کرج هستند، مي دهم....
از دو سال از اهتمام جدي شهرداري تهران و چند دستگاه متولي مرتبط با جمع آوري متکديان و کودکان خياباني مي گذرد و درست مثل خيلي از طرح هايي که متولي اصلي اش مشخص نيست، وظيفه اصلي اين طرح هر روز به يک سازمان پاس داده مي شود و در اين ميان شايد تنها مجموعه اي که بيش از هر بخش ديگري عملکرد عيني در شهر تهران داشته شهرداري تهران بوده است.

شهرداري تهران با استناد آمار مورد تاييد استانداري تهران در سال 85 و 86 بيش از 7 هزار متکدي و دستفروش کودک و بزرگسال را جمع آوري و با همراهي سازمان هاي مرتبط ساماندهي کرده است اما بخش قابل توجهي از آنها چندين بار جمع آوري شده اند و باز هم به خيابان هاي پرپول تهران برگشته اند!

در اين ميان عملکرد نصفه و نيمه برخي از دستگاه ها طرح هاي اين چنيني را با مشکلاتي روبه رو مي کند که به دلايلي کاملا غيرمنطقي از رسيدگي به وضعيت متکديان و کودکان خياباني که در حيطه وظيفه شان تعريف شده سر باز مي زنند!اما استدلال هاي سازمان بهزيستي به عنوان يکي از دستگاه هاي مسئول جالب توجه است که هيچ مصوبه اي اين سازمان را موظف به پيگيري شرايط متکديان و بي خانمان ها نکرده است و اين سازمان فقط در قبال سالمندان، زنان سرپرست خانوار و کودکان کار مسئوليت دارد و کميته هايي با اعتبار مالي مشخص درنظر گرفته است.

با اين حال بايد پرسيد تکليف اين همه کودکان خياباني که به قول خودشان گدا نيستند و اما جايي جز خيابان ندارند چه خواهد شد.شهرداري تهران از 22 ارديبهشت سال 85، در پي افزايش بي رويه متکديان ايراني و مهاجران در سطح شهر تهران، با کمک نيروي انتظامي، کميته امداد و بهزيستي اقدام به جمع آوري متکديان از سطح شهر تهران کرد.

بعد از گذشت سال ها از اجراي اين طرح هنوز در برخي از نقاط شهر شاهد حضور شديد متکديان، کودکان خياباني و اتباع بيگانه هستيم. از روز گذشته شهرداري تهران بار ديگر در يک طرح ضربتي جمع آوري کودکان کار که اصولا از ميان اتباع بيگانه هستند; را آغاز کرد.شهرداري اين افراد را جمع آوري مي کند ولي هيچ سازماني مسئوليت اين افراد را نمي پذيرد و به گفته خود کودکان متکدي، سازمان بهزيستي آنها را يک روز نگه داشته و بعد آنها را رها مي کند.

اين کودکان به قدري در کار و رفتار با ماموران شهرداري حرفه اي شده اند که نمي توان از آنها حرف راست شنيد. وقتي با آنها حرف مي زني هر دفعه يک مدل پدر و مادر دارند يک دفعه ايراني، يک بار پاکستاني و در يک مرحله افغاني. اين افراد با وجود سن کم، کاملا براي شغل هاي کاذب و تکدي گري آموزش ديده اند. اين چرخه تکراري جمع آوري کودکاني است که سرنوشت شان در خيابان ها رقم مي خورد. صحبت هاي برخي از آنها شنيدني است.

2 ساعته 6 هزار تومان درآوردم
فرشاد که 9 سال بيشتر ندارد و به گفته خود کلاس اول است،شيشه هاي خودروها را پاک مي کند روزانه بيش از 10 هزار تومان درآمد دارد و با بردارش ابتداي بزرگراه نواب کار مي کند. فرشاد که لباس مناسبي هم بر تن دارد و لاغر اندام است مي گويد: در حال حاضر بزرگترين آروزي من برگشت پيش برادرم است تا با او شيشه هاي خودروهايي که پشت چراغ قرمز ايستاده اند را پاک کنيم.

فرشاد مي گويد: ما چندين بار دستگير شده ايم.در بهزيستي با من بدرفتاري مي کنند و بعضا ما را کتک مي زنند و بعد از چند روز نيز ما را رها مي کنند. الان نيز غمي نداريم چون دوباره آزاد مي شويم و به فعاليت خود ادامه مي دهيم. فرشاد از جيبش کلي پول مچاله شده در مي آورد. وقتي پول ها را شمرد بيش از 6 هزار تومان بود که مدعي است اين پول ها را ظرف 2 ساعت کار بدست آورده است.

يکي از دخترهاي فال فروش با حالت لاتي به فرشاد گفت: «اگر فول تا شب کار مي کردي; امروز بيش از 30 هزار تومان کاسب بودي ولي حيف که ماموران کاسبيت رو کساد کردن.»

فال فروش موبايل دار
حتي کودکان فال فروش هم صنف دارند و براي ارتباط با يکديگر و اطلاع از قوانين جديد صنف از موبايل بهره مي گيرند.ماموران شهرداري پسري را که از اعتماد به نفس بسياري بالايي برخوردار بود آوردند و سوار خودروي جمعآوري کودکان کار کردند.

پسر 11 ساله بلند قامت خود را جاويد معرفي کرد و گفت: هر چند بار هم که منو بگيريد دوباره بر مي گردم و فال فروشي مي کنم من از اين کار روزانه 20 تا 30 هزار تومان درآمد دارم و خرج خانواده 5 نفره خود را که در کرج هستند، مي دهم.

وي گفت: من اصلا دوست ندارم به مدرسه بروم چون در مدرسه مرا کتک مي زنند. جاويد که پسر بسيار مودبي است، مي گويد: من از ساعت 11 صبح تا 10 شب در حال کار هستم و در آمد خوبي هم دارم و تا به الان چند بار دستگير شده ام اما بلافاصله آزاد شده ام. جاويد موبايل هم دارد و به قول خودش بسيار پولدار است.

زنم را از پدرش خريدم
مردي که همراه همسرانش در حال تکدي گري بود، توسط ماموان دستگير شد. اين مرد که به گفته خودش 20 ساله است به همراه زن 12 ساله و 14 ساله اش و فرزندان 8 و 10 ماهه خود(که هر کدام از فرزندان متعلق به يک زن بود) در نازي آباد دستگير شد.

اسم اين مرد که گلبهار بود و خود را از اهالي پاکستان معرفي کرد در رابطه با فعاليت خود، مي گويد: زنش را هنگامي که طفلي بيش نبوده از پدرش خريده و وقتي به سن بلوغ رسيده با وي ازدواج کرده است. سکينه يکي از زنان اين مرد مي گويد: پدرم پولي از گلبهار نگرفت و مرا به وي داد. ما خانواده فقيري بوديم. گلبهار فقط خرج مرا داد تا من بزرگ شوم و حالا نيز زن وي هستم. گلبهار به جز من چند زن ديگر هم دارد.

70 درصد کودکان کار اتباع بيگانه هستند
سيد نجم الدين محمدي، مدير کل امور آسيب هاي اجتماعي شهرداري تهران در جمع خبرنگاران در خصوص ادامه طرح جمع آوري متکديان و جمع آوري کودکان کار که جز» اتباع بيگانه هستند، گفت: طرح هايي که در سطح شهر تهران به ضرورت توسط شهرداري تهران انجام مي شود، جهت سالم سازي شهر و شهروندان است.

وي با اشاره به اينکه از دوسال پيش طرح جذب و شناسايي متکديان در سطح شهر تهران آغاز شده است، گفت: در حال حاضر امروزه شاهد 3 مرکز شبانه روزي، يک اردوگاه و سه گرم خانه در سطح شهر تهران هستيم. به گفته مدير کل امور آسيب هاي اجتماعي شهرداري تهران، سال گذشته با توجه به برودت هوا هيچ بي خانماني در تهران بر اثر سرما فوت نکرده است.اين در حالي است که در سال 83 شاهد فوت تعدادي از بي خانمانان در سطح شهر تهران بوده ايم.

وي با اشاره به اينکه کار جذب و ساماندهي کودکان فرار از سال 83 در سطح شهر تهران آغاز شده است گفت: اين کودکان را در پايانه ها، راه آهن و غيره شناسايي و ساماندهي مي کنيم و در سال گذشته بيش از 5 هزار و 600 کودک فرار از سطح شهر تهران جمع آوري کرديم. مدير کل امور آسيب هاي اجتماعي شهرداري تهران در خصوص کودکان کاري که در سطح شهر در حال فعاليت هستند و بعضي مواقع دست به تکدي گري و دست فروشي مي زنند، گفت: عموما اين افراد اتباع بيگانه هستند و بايد براي جمع آوري و ساماندهي آنان اقدامات خاصي انجام دهيم.

محمدي با اشاره به اينکه امروزه شاهد حضور متکديان و کودکان کار در سطح شهر تهران هستيم، گفت: حل اين مشکل نيازمند همکاري جدي تمام سازمان هاي ذي ربط هستيم و شهرداري تهران آمادگي خود را در اين زمينه اعلام مي کند. وي با بيان اين مطلب که در چند سال گذشته در حوزه کودکان فعاليت هاي مختلفي در شهرداري تهران صورت گرفته است، گفت: گزارش عملکرد شهرداري تهران در حوزه کودکان در سال گذشته در مرکز منطقه اي وابسته به يونيسف که در اردن برگزار شد، از سوي شهرداري ارايه شد و بر اساس اين گزارش شهر تهران را به عنوان شهر دوستدار کودک در دو سال آينده انتخاب کردند.

وي گفت: اين کودکان بعد از جمع آوري بايد به بهزيستي و ارگان هاي ذي ربط منتقل شوند. به گفته محمدي، 70 درصد کودکان کار اتباع بيگانه هستند که عمدتا از کشور پاکستان و افغانستان وارد کشور شده اند. درميان کودکان ايراني و افغان و پاکستاني که هر روز شهرداري از سطح شهر جمع آوري مي کنه، مثل بسياري از متکديان بزرگسال، هستند کودکاني که براي چندمين بار به اين مراکز شهرداري و بهزيستي آورده مي شوند و بعد از چند روز بيکار و علاف مي شوند و بعد دوباره در همان چهار راه، همان خيابان با همان کار قبلي برمي گردند و اين وسط زحمت شهرداري مي مونه و بس! بارها و بارها از زبان کودکان خياباني که توسط شهرداري جمع آوري شده و به بهزيستي منتقل شده اند، شنيده ايم که والدين اصلي يا اجاره اي آنها خيلي زود با مبلغي پول آنها را از مراکز بهزيستي بيرون مي آورند و به ادعاي آنها بهزيستي ترجيح مي دهد اين کودکان هزينه کمتري را براي آنها در برداشته باشد و فقط چند روز آنها را از خيابانها جمع کنند! مي توان اين گونه برداشت کرد که اگر چه نماي شهرمان اندکي از مناظر زشت و متاثر کننده کودکان خياباني خالي شده، اما اين چرخه ناقص و معلول جز صرف هزينه هاي قابل توجه و زحمت ماموران شهرداري، تاثير ديگري ندارد; هرچند توقف فعاليت جمع آوري توسط شهرداري هم يک فاجعه مي تواند باشد.

درعين حال جاي اين سوال باقي مي ماند که چرا مرزهاي کشور براي ورود آزادانه اتباع غيرمجاز پاکستاني و افغاني همچنان باز است، ولي همه از نيروي انتظامي انتظار دارند اين اتباع را در پايتخت دستگير کند!؟ و يا اين سوال که چرا شهرداري زحمت جمع آوري را به خود مي دهد اما بهزيستي اين کودکان را نگه نمي دارد!؟منبع: ابتكارـ سایت خبری همصدا
 
Medium (Media) Blog مركز تخصصي طراحي و اجراي قالبهاي وبسايت در ايران دانلود قالب رايگان Digtal Classic (ديجيتال) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
   |    نوشته شده توسط لیلی باباشاهی
 
 
 

معلّمي هنر است، هنر آموختن هر آن چه سال ها با سعي و تلاش اندوخته است. معلّمي

عشقي است  الهي و آسماني است که پروردگارِ مهربان به انسان اعطا کرد تا با همّت

 بلند خويش روشنائي شب هاي تارِ جهالت و ناداني باشد. معلمّي، مهري است که

از روز ازل با گل آدمي سرشته شد تا مردم از ظلمات جهل به نور دانايي،

 رهنمون شوند. براستي که معلّمي شغل نيست، عشق است.

 

 

Medium (Media) Blog مركز تخصصي طراحي و اجراي قالبهاي وبسايت در ايران دانلود قالب رايگان Digtal Classic (ديجيتال) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
   |    نوشته شده توسط لیلی باباشاهی
 
 
  همه موفقیت هایی که به من روی آورده اند از درهایی واردشده اند که با دقت آنها را بسته بودم!  (لرد بایرون) Medium (Media) Blog مركز تخصصي طراحي و اجراي قالبهاي وبسايت در ايران دانلود قالب رايگان Digtal Classic (ديجيتال) براي وبلاگ بلاگفا  
 
   |    نوشته شده توسط لیلی باباشاهی
 
 
 

 در زندگي باران نباش كه فكر كنند خودت را با منت به شيشه مي كوبي ؛ ابر باش تا منتظرت باشند كه بيايي ...

Medium (Media) Blog مركز تخصصي طراحي و اجراي قالبهاي وبسايت در ايران دانلود قالب رايگان Digtal Classic (ديجيتال) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
   |    نوشته شده توسط لیلی باباشاهی
 
 
 

کاربردهای نظریه مارپیچ سکوت

  • پژوهش‌های مربوط به تأثیرات رسانه‌های جمعی
  • نظرسنجی‌های آماری
  • پژوهش‌های مربوط به افکار عمومی
  • چگونگی آگاهی مردم ازتغییر در افکار عمومی

نقاط قوت نظریه

  • به خوبی مشخص می‌کند که چرا مردم در صورت قرار داشتن در گروه اقلیت تمایلی به ابراز عقیده نخواهند داشت.
  • نشان می‌دهد چرا مردم از ابراز احساسات واقعی خود اجتناب می‌کنند و بدین ترتیب خطر انزوای اجتماعی را نمی‌پذیرند.
  • به خوبی رابطه بین تأثیرات رسانه‌های جمعی و افکار عمومی را نشان می‌دهد.
  • در واقع فرایندهایی که افکار عمومی را شکل می‌دهند جامعه را منسجم نگه می‌دارند. مارپیچ‌های سکوت تضادها و اختلافاتی را که جامعه را تهدید می‌کنند و راه‌حلی نیز برای رفع آن‌ها پیدا نشده‌است، برطرف می‌کنند.

نقاط ضعف نظریه

  • این نظریه نمی‌تواند مواردی را که نظرات مطرح در رسانه‌های جمعی با نظرات غالب در خارج از این رسانه‌ها هماهنگی ندارد، توضیح دهد.
  • آیا واقعاً انسان‌ها خود می‌توانند به صورت غریزی و بدون مراجعه به مدارک و شواهد، افکار عمومی را تشخیص دهند؟
  • آیا واقعاً می‌توانیم تشخیص دهیم که در کدام گروه جای داریم؟ اقلیت یا اکثریت؟ مردم اغلب به اشتباه تصور می‌کنند همه درست مانند آن‌ها فکر می‌کنند.
  • نظریه مارپیچ سکوت نسبت به تأثیر نافذ افکار و عقاید افراد متعهدی که آرا و عقایدشان در تضاد با افکارعمومی قرار دارد، قضاوت منصفانه‌ای ندارد.

منبع: وب لاگ شاتوت

Medium (Media) Blog مركز تخصصي طراحي و اجراي قالبهاي وبسايت در ايران دانلود قالب رايگان Digtal Classic (ديجيتال) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
   |    نوشته شده توسط لیلی باباشاهی
 
 
 

الیزابت نوئل نیومن در نظریه مارپیچ سکوت تلاش دارد تا نشان دهد چرا مردم در صورتی که فکر کنند در اقلیت قرار دارند تمایلی به بیان عقایدشان نخواهند داشت. نظریه مارپیچ سکوت به تشریح فشار فزاینده‌ای می‌پردازد که به گمان مردمی که فکر می‌کنند در اقلیت هستند، برای پنهان کردن عقایدشان بر آن‌ها وارد می‌شود.
این نظریه بر اساس سه فرضیه زیرطراحی شده‌است:
1) مردم از نوعی توانایی شبه آماری یا همان حس ششم برخوردارند که به آن‌ها امکان می‌دهد افکار و عقاید حاکم بر فضای عمومی جامعه راحتی بدون مراجعه یه نتایج نظرسنجی‌ها تشخیص دهند.
2) مردم از قرار‌گرفتن در انزوا بیم دارند و می‌دانند بیشتر چه نوع رفتارهایی ممکن است آن‌ها را از نظر اجتماعی منزوی کند.
3) مردم عمدتاً به دلیل ترس از انزوای اجتماعی از ابراز آن دسته از افکار و عقایدشان که در اقلیت است، خودداری می‌کنند.
نوئل نیومن در
کتابی که در سال 1984 منتشر کرد به بررسی افکار عمومی به عنوان نوعی ابزار برای کنترل جامعه پرداخت. انسان‌ها تقریباً به صورت غریزی عقاید و نظرات پیرامون خود را مورد توجه قرار می‌دهند. سپس رفتاری را برمی‌گزینند که با گرایش‌ها و رویکردهای غالب در جامعه هماهنگ باشد و قابل‌قبول جلوه کند.
هر چه شخص افکار و نظرات خود را به افکار و آرای غالب در جامعه نزدیک‌تر ببیند تمایل بیشتری به ابراز آزادانه و علنی نظراتش در ملأ عام نشان خواهد داد. اما اگر گرایشات عمومی تغییر پیدا کنند همین شخص نیز درمی‌یابد که دیگر نظراتش از نظر جمع مطلوب نیست و در نتیجه تمایل کم‌تری به بیان علنی آن‌ها خواهد داشت. هر چه فاصله بین افکار عمومی و نظرات شخصی انسان افزایش یابد به همان اندازه نیز تمایل او برای بیان عقایدش کاهش می‌یابد.

ادامه دارد...

Medium (Media) Blog مركز تخصصي طراحي و اجراي قالبهاي وبسايت در ايران دانلود قالب رايگان Digtal Classic (ديجيتال) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
   |    نوشته شده توسط لیلی باباشاهی
 
 
 

ماهاتما گاندي مي گويد: هفت چيز انسان را از پاي در مي آورد و هلاك مي سازد:1-سياست بدون شرف 2- لذت بدون وجدان 3- پول بدون كار 4-شناخت بدون ارزشها 5- تجارت بدون اخلاق 6- دانش بدون انسانيت 7- عبادت بدون فداكاری

Medium (Media) Blog مركز تخصصي طراحي و اجراي قالبهاي وبسايت در ايران دانلود قالب رايگان Digtal Classic (ديجيتال) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
   |    نوشته شده توسط لیلی باباشاهی
 
 
 

این نظریه معتقد است که رسانه ها تأثیر بسیار قوی و عمیق و بطور یکنواخت بر روی سطح وسیعی از مخاطبان دارد که می توان با ارسال مستقیم پیام همانند شلیک کردن یک گلوله و یاتزریق یک آمپول درآنان از طریق طراحی یک پیام مشخص ، آنان را وادار به عکس العمل نموده و پاسخ دلخواه و مورد انتظار را ازآنان دریافت کرد.

منظور از دو اصطلاح (( شلیک گلوله)) و یا (( تزریق کردن یک آمپول )) که در این نظریه بیان شده ، تاکید بر آن است که جریان اطلاعات قوی و منسجم که بصورت مستقیم از یک منبع قدرتمند بر مخاطب یا دریافت کنندة پیام می رسد ، تأثیر زیادی بروی دارد . نظریه گلوله جادوئی بر این باور است که پیام همانند یک گلوله است که از دهانة یک تفنگ ( یک رسانه ) به مغز یک نفر ( مخاطب یا دریافت کننده ) شلیک می شود.

با یک تصور ساده تر نظریه تزریقی را هم می توان اینگونه بیان کرد که پیام های رسانه ای همانند آمپولهایی هستند که بطور مستقیم در بدن مخاطبین منفعل تزریق می شوند و بلافاصله بر آنها تأثیر عمیق برجای می گذارند.

در این دیدگاه رسانه یک منبع قدرتمندو خطرناک تلقی می شود ، چرا که گیرنده یا مخاطب در مقابل هرگونه تأثیر پیام ناتوان است و هیچ چاره ای برای فرار وی از تحت تأثیر قرار گرفتن در مقابل پیام در این مدلها دیده نشده است. مردم همانند یک اردک نشسته تصور شده اند. منفعل و بلاتکلیف واراده ، آنگونه که هیچ اراده ای از خود ندارند . البته مردم نیز همانطور بودند و آنگونه فکر می کردند که رسانه ها به آنان دیکته می کردند چرا که هیچگونه مجرای اطلاعاتی دیگری به غیراز اطلاعات دریافتی نداشتند.

نظریه گلوله جادوئی در بررسی های بعمل آمده توسط محققانی همچون لازارسفلد Lazarsfeld ، برلسون Berelson و گودت Gaudet درست از آب در نیامد . آنها تحقیقاتی را در سالهای 1944 تا 1968 پیرامون انتخابات ریاست جمهوری انجام می دادند . پروژة تحقیقاتی آنها در طی کاندیداتوری آقای فرانکلین روزولت Franklin D.Roosevelt در سال 1940 مشخص کرد که بین رسانه ها و رفتارهای سیاسی مردم روابطی وجود دارد .

اکثریت مردمانیکه در معرض تأثیر پیامهای رسانه ای قرار نداشتند ، بیشترین تأثیر پذیری را از ارتباطات میان فردی پذیرفته بودند ، که اثرآن از اثر رسانه ها بیشتر بوده است. تأثیر تبلیغات انتخاباتی آنقدر که در نظریة گلوله جادویی به آن تاکید شده بود ، قوی و موثر نبود تا شنونده (مخاطب) را ترغیب کند یا آنان را در یکسان سازی فکری و همانند سازی در عمل (مثلاً انتخاب فردی خاص) کمک نماید و یا به سوی اهداف پیام بکشاند.

تمرکز بر مطالعات گروهی ، نظر سنجی ها ، سایر روشهای مطالعات گسترش بازار، بازاریابی و همه و همه نتیجه انتشار فعالاته گونه های مختلف رسانه ها بوده که امروزه در دسترس عموم قرار گرفته است ، نشان دهنده این است که تئوری گلوله جادوئی ، جای خود را به سایر تئوریها داده است . مدلهائی با ابزارهای متفاوت همانند (( تئوری دو گام به جلو)) یا (( تئوری اشاعه نوآوری )). از مواردی که می توان در مورد نظریة گلوله جادوئی به آن اشاره کرد ، یک نمایشنامة رادیوئی است که در 30 اکتبر 1938 توسط ارسـون ولـز و با همکاری گروه تئاتر مرکــوری تـنظیم و اجـرا شد . این نمایشـنامه که بـنام (( جنگ جهانی )) نام گذاری شده بود ، داستان تخیلی حمله ساکنان کره مریخ به کره زمین بوده که در برنامه تبلیغی این نمایش نامه که در جشن روز هالوین پخش می شد ، برنامة رادیو قطع شد و یک خبر به این مضمون پخش گردید: (( مریخی ها به سمت زمین حرکت کرده اندوبه زودی در محلی به نام گروورس میل S Mill Groverدر ایالت نیو جرسی امریکا به زمین خواهند رسید))

این پیام اگرچه مربوط بیک آگهی بازرگانی بود ، اما موجب وحشت و اضطراب ناگهانی شده و همه چیز را بهم ریخت . از 12 میلیون نفر شنوندگان این پیام ، حداقل یک میلیون نفر آن را باور کردند که یک موجود بیگانه ، از فضا به زمین خواهد آمد . موجی از ترس و وحشت جامعه را فراگرفت . برنامه های مذهبی کلیساها بهم خورد ترافیک و رفت و آمد مردم مختل شد . سیستم های ارتباطی قطع گردید مردم خانه های خود را رها کرده به مناطق امن و روستاها پناه بردند . مغازه های خواربار فروشی و مواد غذائی غارت شدند و شهرها به نظمی و هرج و مرج کامل رسیدند.

تمامی این ها ، حاصل یک پیام رادیوئی بود.

نظریه پردازان رسانه ها ، پخش پیام نمایشنامه (( جنگ جهانی )) را نمود بارز نظریة گلوله جادوئی می دانند و معتقدند این دقیقاً نمونه ای از یک تزریق آمپول از طریق ارسال یک پیام در تن و بدن یک جمع انبوه ، بمنظور ایجاد یک تفکر همسان است.تأثیر پخش پیام همچنین این نظریه را ثابت کرده است که رسانه ها می توانند تفکر مردم منفعل و ساده لوح را دستکاری نمایند.

Medium (Media) Blog مركز تخصصي طراحي و اجراي قالبهاي وبسايت در ايران دانلود قالب رايگان Digtal Classic (ديجيتال) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
   |    نوشته شده توسط لیلی باباشاهی
 
 
 

 نظریة تزریقی اشاره بر این دارد که رسانه های گروهی تاثیر مستقیم ، فوری و قدرتمندی بر روی مخاطبان دارند . مدیران رسانه ها در دهه های 40 و 50 میلادی تأثیر عمیق خود بر تغییر رفتارهای مخاطبان خود را به خوبی دریافته بودند.

عوامل مؤثر در این اثرگذاری عمیق عبارتند از :

-          سرعت گسترش رادیو و در برگیری آن و پس از آن تلویزیون

-          ضرورت ترغیب مردم و جلب نظر آنان در زمینه هائی همچون تبلیغات تجارتی و یا مبارزات انتخاباتی و غیره

-          مطالعات دهة 1930 که روی تاثیر تصاویر متحرک بر روی کودکان متمرکز شده بود .

-          تک قطبی کردن رسانه ها توسط هیلتر در طی جنگ جهانی دوم که بمنظور متحد کردن آلمان در چهارچوب نازیسم بود.

 

ادامه دارد...

 

 

Medium (Media) Blog مركز تخصصي طراحي و اجراي قالبهاي وبسايت در ايران دانلود قالب رايگان Digtal Classic (ديجيتال) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
   |    نوشته شده توسط لیلی باباشاهی
 
 
 

 پروردگارا، در سال نو دست نیایش به بارگاه بزرگواریت بلند دارم و به نیایش آستان پر مهرت پردازم. پروردگارا، بخشش های دیرینت را سپاسگزارم و به داد و جهش و مهرت امیدوار. سر نیاز به درگاه بی نیازت فرود آورم و از آستان بزرگی ات خواستارم تا مهری فرمایی که اندوه های دیرین را از یاد ببرم، بی مهری مردمان را ببخشایم، چشم از بدی ها بردارم و زیبایی ها و نیکی های جهان را ببینم. دل به آب و گل به اندازه بدارم و از فزونی جویی دست بردارم تا غم و اندوهم کم شود.

 

 خدایا، مرا از بیدادگران و رشک بران نگه دار و همراهی ام کن تا بیدادگری نکنم و رشک نبرم، از کسی بد نگویم و به سخن بدگویان گوش ندهم و آنچه بر خود نمی پسندم بر دیگران روا ندارم. خدایا، مرا از خودخواهی و خودرایی و خودبینی برهان تا در آتش دوزخ خود نسوزم. خداوندا، خردمندم فرما تا تو را بشناسم و بندگانت را دوست بدارم. تنی سالم و دلی شاد عطا فرما تا گشایشی در زندگی بدارم و به ستایش و نیایش ات پردازم و به یاری تو به دیگران مهر ورزم.

 

 خدایا، دلی مهربانترم ده و روانی روشنتر تا به مهر و مردمی پردازم و دلهای مردمان را شاد سازم. خدایا، فرزانه ترم کن تا جهانبینی بیاموزم و اندیشه های والاتر بدارم. توانایی ام ده تا لبی خندان و گفتاری شیرین بدارم و ناامیدان را امیدوار سازم. پروردگارا، مرا یاری کن تا همیاری و همنوایی و همدلی بیاموزم و بزرگواری ده تا دستی باز بدارم و به سوی آنان که ندارند دراز کنم پروردگارا، خداوندا، ایران زمین را که زادگاه من و پدران من است، آزاد و آباد و سرافراز بدار. آمين...

Medium (Media) Blog مركز تخصصي طراحي و اجراي قالبهاي وبسايت در ايران دانلود قالب رايگان Digtal Classic (ديجيتال) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
   |    نوشته شده توسط لیلی باباشاهی
 
 
 

 

 

 

 

 

 

 

زكوي يارمي آيد نسيم باد نوروزي     از اين باد ارمدد خواهي چراغ دل برافروزي

 

                           نوروز مبارك

 

پيشاپيش سال نو روتبريك مي گم. نگيد تبريك نگفته رفت مسافرت!... اميدوارم سال جديد براي همه ي مردمان سبز سرزمين سبزمون پر از بركت و شادي باشه... ما كه يه هفته ي اول راهي شهر زيباي ايلام مي شيم. اميدوارم با عكساي زيبا از مناظر بكر و سرزنده ي ايلام و با خاطرات خوبي بازم برگردم وبا دست پر بيام عيد ديدني ؛ تو خونه هاي مجازيتون!...

 

 

Medium (Media) Blog مركز تخصصي طراحي و اجراي قالبهاي وبسايت در ايران دانلود قالب رايگان Digtal Classic (ديجيتال) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
   |    نوشته شده توسط لیلی باباشاهی
 
 
 

هيچوقت نمی‌توانيد با مشت گره‌کرده دست کسی را به گرمی بفشاريد....
                                                                                            گاندي

Medium (Media) Blog مركز تخصصي طراحي و اجراي قالبهاي وبسايت در ايران دانلود قالب رايگان Digtal Classic (ديجيتال) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
   |    نوشته شده توسط لیلی باباشاهی
 
 
 

مي دونم چند وقته كه نبودم. كلي حرف داشتم و دارم،ولي نمي دونم كدومشو بگم؟؟؟؟؟؟؟؟ اول اينكه ترم قبل با همه ي آموختني ها و قشنگي هاش و با خاطرات خوب و بدش؛ با نمرات نسبتا خوبم تموم شد. اين مدت همش دلم قلم مي خواست و كاغذ سفيد براي نوشتن همه ي قشنگي ها و نوشتني ها، ولي بالاخره هر چي نباشه آخر ساله و بجز مسائل مربوط به ثبت نام ترم جديد، مامانا هم كلي چشم انتظارن تا توي تكوندن خونه هامون به دادشون برسيم. خلاصه غيبتم كاملا موجه بوده و حالا هم كه بازم دارم سياه كاري مي كنم، از خوشحالي نوك انگشتام ذوق ذوق مي كنه.